معانی واژه‌ها

لاد

معنای «لاد» آن‌گونه که در الغنی و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

الغني

عبدالغنی ابوالعزم

لاَدَّ - [ل د د]. (ف: ربا. لازمتع. م. بحرف). لاَدَدْتُ، أَلاَدُّ، لاَدِدْ، مص. مَلاَدَّةٌ، لِدَادٌ. 1. "لاَدَّ زَمِيلَهُ" : خَاصَمَهُ مُخَاصَمَةً شَدِيدَةً. 2. "لاَدَّ مُحَدِّثَهُ" : جَادَلَهُ فَغَلَبَهُ. 3. "لاَدَّ عَنْهُ" : دَافَعَ عَنْهُ.

الرائد

جبران مسعود

لاد. خصم شديد الخصومة.