الرائد
جبران مسعود
مريرة. ج مرائر. ١-عزيمة، إرادة. ٢-حبل شديد الفتل. ٣-طاقة الحبل. ٤-عزة النفس. ٥-«إستمرت مريرته على كذا»: استحكم أمره عليه وقوي فيه واعتاده.
معانی واژهها
معنای «مريرة» آنگونه که در الرائد آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
جبران مسعود