معجم اللغة العربية المعاصرة
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)
مُنفرِد [مفرد]:
1- اسم فاعل من انفردَ بـ.
2- (سق) مؤلَّف أو مُرَتَّب أو مؤدَّى ليقوم به صوت واحد أو آلة واحدة "عَزْف منفرَد".
معانی واژهها
معنای «منفرد» آنگونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة و الغنی آمده است.
متن اصلی به زبان عربی است.
احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)
عبدالغنی ابوالعزم