معانی واژه‌ها

بسطرما

معنای «بسطرما» آن‌گونه که در معجم اللغة العربیة المعاصرة و الرائد آمده است.

متن اصلی به زبان عربی است.

معجم اللغة العربية المعاصرة

احمد مختار عمر و گروه همکاران (د 1424ق)

بسطرما [مفرد]: بَسْطِرْمة؛ لحم فخذ يُعالَج بالثَّوم والتّوابل، ثمّ يُضغط ويُقطَّع ويملَّح ويُجفَّف في الشَّمس.

الرائد

جبران مسعود

بسطرما. لحم قديد مضغوط خلط به الثوم والتوابل.